آیینه!
در آئینه ی آفرینش...
سحرگاه، سوی افق
به دیدار آفتاب سر زدم
همنوای بلبل همصدای سریر و گلدل سرود ایمان میسرایید
زبان تسبیح رحمان
***
دیوار کاجها
دریچهء دیدار را
بسته بود،
مسیرم را عوض کردم
برگشتم
نسیم سرد سحر میوزید،
دل در گرمای یاد خدا میتپید
طلوع آفتاب
در قفای ابرها چشمک میزد
دلم یاد خدا میکرد
واه! چه تصویر شگفتی ست
آفتاب نشان عظمت آفریدگار
و ابرها
نماد نیروی پروردگار!
***
در اندیشهء جلال خدا
دل مثل دریا موج آفرین
گوهر مژگان میافرید،
هنگامه ی "نجوا با مهربانترین!"
------------------------------------
26 جون 2010
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۹ ساعت ۵:۴۹ ب.ظ توسط داکتر یاسر
|