چند کوتاهه
(؟)
وقتي به ديوار خانهء خیال مينگرم
سيماي دلفريب تو در قاب وسوسه
اميد هميشه بودنت را
اظهار ميكند.
(؟)
در ظلمت كه جلوه نداشت هيچ آيينه
تو آمدي و روشني را
به تصوير كشيده اي!
(؟)
من با دستان چوبينم
تن تقويم را تكان داده ام
كه فصل غصه ها نگون شود-
روز رويش گل مريم
شب ميتراي مهتابي
زمانه اگر چنين شود!
13/1/1385
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۶/۰۶/۲۹ ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ توسط داکتر یاسر
|