بهار سرشار از آرزوها آرزو دارم!
سال نوِ، بهار سبز و نفس هاي تازهء تان مبارك و فرخنده باد!
هر چي پاليدم از اين پالوده تر نيافتم كه بنويسم؛ گویید به نوروز که امسال نیاید...
چرا؟ به خاطریکه...
... عاشقانه ترین لحظه های آغاز سال نو و نوروز را در غريبانه ترين غربت يك دهكدهء خالي از خيال آه كشيدم ...
در یک محیط مطلق مافیایی... مقامی که از انسان تا هر چی هست و نیست! به گونه های مرموز و مرگباری معامله میشود.
چی فکر میکنید در چنین حال و هوای وحشتناك؛ بهار، نوروز و سال نو با كدامين مفاهيمي بايست تعريف شوند؟
به هر حال خيلي ها كاذبانه و با زهرخند به ظاهر لبخند، با دلي پر از غصه و به ظاهر سرشار از سرور نوروز را سپري كردم و ...
و اينك عاشقانه تر از گذشته تا رسيدن به شهر آرزو هاي پربار هوهو و هاها نفس ميزنم ...
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۰۲ ساعت ۵:۴۶ ب.ظ توسط داکتر یاسر
|