سال نوِ،  بهار سبز و نفس هاي تازهء تان مبارك و فرخنده باد!

هر چي پاليدم از اين پالوده تر نيافتم كه بنويسم؛ گویید به نوروز که امسال نیاید...

چرا؟ به خاطریکه...

... عاشقانه ترین لحظه های آغاز سال نو و نوروز را در غريبانه ترين غربت يك دهكدهء خالي از خيال  آه كشيدم ...

در یک محیط مطلق مافیایی... مقامی که از انسان تا هر چی هست و نیست! به گونه های مرموز و مرگباری معامله میشود.

چی فکر میکنید در چنین حال و هوای وحشتناك؛ بهار، نوروز و سال نو با كدامين مفاهيمي بايست تعريف شوند؟

به هر حال خيلي ها كاذبانه و با زهرخند به ظاهر لبخند، با دلي پر از غصه و به ظاهر سرشار  از سرور نوروز را سپري كردم و ...

و اينك عاشقانه تر از گذشته تا رسيدن به شهر آرزو هاي پربار هوهو و هاها نفس ميزنم ...